عید آمد و ما لختیم ؟!؟
من مسعود پزشکیان را بخاطر اینکه یک پزشک مردمدار پاکدست است دوستش دارم. در انتخابات ریاست جمهوری هم به او رأی ندادم چون میدانستم چرخ اقتصاد با او هم گردش و چرخش و حرکت مطلوب قابل دفاعی نخواهد داشت. قدیما نزدیک عید که میشد فقرا شعری میخواندند که : عید آمد و ما لختیم هر شب به بابا گفتیم و... عید نوروز نزدیک است و ما لختیم. شاید جناب آقای رئیس جمهور پزشکیان یاد این شعر افتاده بود که عیدی کارکنان دولت را 10 میلیون تومان کرد. دمش گرم. اما...؟!؟ در حالی سال 1405 را میخواهیم شروع کار کنیم که اوضاع و احوال بودجه انقباضی بوده و رکود تورمی همچنان با ما همراه است و ناترازی آب و برق و گاز بیشتری شاید دامنگیر ما شود. مجموعه اقدامات دولتها در چهل سال گذشته با وجود تمام خدمات و دلسوزیها و تلاشهای انجام شده قابل تحسین ، بدلایلی چند ، نهایتأ منجر به رنگین تر شدن سفره مردم ایران نشد و افت شدید ارزش پول ملی و تورم افسار گسیخته دردآور و تعداد هفتاد، هشتاد میلیون نفر یارانه بگیر مؤید این ادعاست. جناب آقای رئیس جمهور ! اگر چرخی در بازار بزنید جامعا متوجه میشوید که عید آمد و ما لختیم.؟!؟ قدرت تهیه آنچنان ناجوانمردانه و بیرحمانه سقوط کرده که انسان از این نوع مدیریت اقتصادی انگشت به دهان میماند. قطعا یک علت اینکه ما در شب عید لخت هستیم این است که عده ای مانند بانکها و خودروسازان و ارائهگاه های زنجیره ای و رانت خواران و سرمایه داران بیرحم و مروت ما را مظلومانه لخت کرده اند. به اینها اضافه کنید که از نظر روانی واقعا ما در سال 1405 با ابتدا عملیات افتخار آفرین حذف چهار صفر از پول ملی چه بر سرمان خواهد آمد؟!؟ باز هم به اینها اضافه کنید که بالاخره تکلیف ما با "" مذاکرات "" و تعامل یا دشمنی و اختلاف با این و آن چیست؟ نهج البلاغه شریف ، همه ما را به راستی و صداقت و حق گویی و مبارزه با فساد و ظلم و ستم و یاری رسانی به مظلوم دعوت میکند. آیا میدانید؟!؟
برچسب:
نویسنده: پرهام کوشکی