خرید بک لینک

آیا اقتصاد کشور دست کوچ نشینان است ؟!؟

از : دکتر حسن خسروی مدرس دانشگاه و متخصص امور برنامه و بودجه کشور.

آیا اقتصاد کشور دست کوچ نشینان است ؟!؟

اشتباه نکنید منظور از کوچ نشینان در این نوشتار، عشایر غیور و شریف و ایلات و قبایلی نیستند که ییلاق ، قشلاق می‌کنند، بلکه منظور آن دسته از سرمایه دارانی هستند که به جهت منفعت شخصی، یک روز به سمت سکه کوچ می‌کنند و روز دیگر به سمت دلار و بورس و طلا و مسکن و...

این کوچ نشینان ، مجوز همه چیز را دارند. ارائهگاه های زنجیره ای، بانک، صرافی، بیمه، کارت بازرگانی، صادرات، واردات، موسسه فرهنگی هنری ، صندوق کمک به مستمندان ، گاوداري ، صنایع تبدیلی و... و همه جا هم نفوذ کرده و کمک‌های شایانی هم در امور خیریه دارند و حتی فرشهای حرم امام حسین علیه السلام را هم با جان و دل؟!؟ تأمین و اهداء کرده و در نقاط محروم هم مدرسه می‌سازند و یتیم نوازی هم می‌کنند.

کوچ نشینان همه چیز را پیش تهیه کرده و انبار می‌کنند و همه کارهایشان هم به ظاهر قانونی و بسیار شیک و مجلسی و موجه و خداپسندانه است. امروز سهام خود را از فلان شرکت خارج می‌کنند و ارزشها را خراب می‌کنند و توی سر مال می‌زنند و روز بعد تمام همان سهام بلکه بیشترش را خریداری کرده و بها‌ها را بالا می‌برند و یک شبه ، ره صد ساله را می‌روند و کاری هم با بیچاره تر شدن مردم ندارند. انباشت سود و سرمایه و قدرت و مقام و... آنان را کور و بی رحم و خودخواه کرده و هیچ کس هم حریفشان نیست زیرا همه را راضی نگه می‌دارند و نمک گیر می‌کنند برای روز مبادا تا جایی که ممکن است از اعدام هم نجات پیدا کنند و دوباره به بیزینس و کسب و کار حلال خود ادامه دهند. اینها اغلب خیلی اهل حلال و حرام هستند و مسجد و حسینیه می‌سازند و هیأت های عزاداری و روضه دارند و سفره های بسیاری به مناسبت‌های مختلف پهن می‌کنند تا ارادتمندان و مریدان و نان و نمک خورده ها هر از چند گاهی دور هم جمع شوند و راههای همکاری های بیشتر را در کنار این سفره ها با هم به اشتراک بگذارند. گاهی همین سفره ها و دورهمی ها را در باغ ها و ویلاهای باستی هیلز و کردان و دماوند و... کنار استخرهای آنچنانی منعقد می‌کنند تا هرگونه نجاست و گناه و پلیدی را از خود دور نمایند، مثل آن خدمتگزار شریف معروف که معتقد بود دوستانی دارد که حاضرند نصف لواسان را به نامش بزنند ؟!؟.

کوچ نشینان ، تخصص بالایی در التهابات انواع بازارها دارند و یک تنه می‌توانند دولت‌ها را زیر و رو کرده و حتی آدمهای خودشان را در دولت‌ها جانمایی کنند. آنها معتقدند که هیچ بن بستی برایشان وجود ندارد. یا راهی خواهند یافت و یا راهی خواهند ساخت.

کوچ نشینان آنقدر با نفوذ و قدرتمند و تاثیر گذار هستند که توپ تکانشان نمی‌دهد. آنها بعضا همچون اژدهای هفت سر هستند و هرگونه که با آنها مقابله کنی از جای دیگر و با اسمی دیگر ظاهر می‌شوند. عروس و داماد و اهل و عیالشان سهامدار و کارچاق کن و دلال هستند تا جاییکه ممکن است شما را اشتباهی به محضر برده و ملک و املاکی را به نامتان بزنند که روح شما هم خبر دار نباشد. کوچ نشینان کافی است برای حل مشکلاتشان فقط یک تلفن بزنند و یا یک صبحانه کاری ساده را ترتیب بدهند و بعد آن همه چیز رله و اوکی و هماهنگ است. کوچ نشینان بازار و پاساژ موبایل دارند ولی دلشان چون خیلی به حال مملکت می‌سوزد و شوق خدمت به کشور دارند، در کنار همان پاساژ ، برجهای دیگری را می‌سازند تا سهم بیشتری از مبادلات و معاملات را در اختیار داشته باشند. کوچ نشینان بدین ترتیب، در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری هم دخل و تصرف داشته و فرماندار و استاندار و وزیر و نماینده مجلس هم معرفی و توصیه می‌کنند. برخی از کوچ نشینان، حتی لقب سلطان به خود گرفته اند. سلطان موز، سلطان آهن، سلطان شکر و... ما یک سلطان را سال 1357 سرنگون کردیم اما در زمان حاضر سلاطین دیگری برای ما نقش آفرینی می‌کنند و پا را بر روی گردن ما گذاشته و فشار می‌دهند. کوچ نشینان با احتکار زمین و ساختمان، نرخ ملک و املاک و اجاره نشینی را بالا و بالاتر می‌برند تا جایی که یک زوج جوان ، امید و آرزوی خانه دار شدن را باید با خود به گور ببرند. و این بسیار غم انگیز و دردناک است. صد البته حساب خوبان روزگار از همه آنچه که گفته شد جداست. باید برای کوچ نشینان سرمایه دار زالو صفت بی‌رحم خودخواه فکر چاره ای کرد. سفره مردم باید خط قرمز دولتمردان باشد.

حسن خسروی.

برچسب: نویسنده: پرهام کوشکی تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1405 ساعت: 6:05

صفحه بندی