گشت و 1 در 1 و ادب 1 (9)
گلستان سعدی – باب اول در سیرت پادشاهان – حکایت شماره 19
آوردهاند که انوشیروان عادل را در شکارگاهی صید ، کباب کردند و نمک نبود . غلامی به روستا رفت تا نمک آورد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان ، تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟ گفت : بنیاد ظلم در جهان ، اوّل اندکی بوده است . هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.
اگر ز باغ رعیت ، ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه ( تخم مرغ ) که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
برچسب:
نویسنده: پرهام کوشکی