باسمه تعالی
سلسله نشستهای مجازی و هم اندیشی اصحاب رسانه و مطبوعات
با کارشناسان و مدیران ،
1 1 1 رشد و 1 1 1 1 .
موضوع بحث : نقش روابط عمومی ها در تحقق توسعه پایدار
با حضور کارشناس مدعو . حسن خسروی . مدرس دانشگاه و مولف کتاب روابط عمومی و ارتباطات . تحلیلگر مسایل مدیریت دولتی ایران .
با نام و یاد خداوند متعال و با سلام و ادب و احترام خدمت همه مشارکت کنندگان عزیز .
شایسته است که ابتدا تعریفی از روابط عمومی ارایه دهیم :
الف ) انجمن جهانى روابط عمومى اظهار میدارد: « روابط عمومى بخشى از وظایف مدیریت سازمان است و عملى ممتد، مداوم و طراحی شده است که از طریق آن افراد و سازمانها مى کوشند تا تفاهم و پشتیبانى کسانى را که با آنها سرو کار دارند، به دست آورند.»
ب ) دکتر حمید نطقی، بنیان گذار روابط علمی در ایران، میگوید: « روابط عمومی؛ وکیل مدافع سازمان در بیرون و مدعی العموم در داخل سازمان است.»
ج ) دایرة المعارف وبستر مینویسد: «روابط عمومی همان چیزی است که اگر درست شناخته شود و به طور اصولی به کار بسته شود، عامل اساسی برای تحقق ارزشها، ایجاد تفاهم متقابل، درک درست واقعیت، موقعیتهای شغلی و اجتماعی و صدها هدف دیگر است.»
در ادامه به این موضوع میپردازیم که مهم ترین مشکلات و چالشهای روابط عمومی در ایران چه هستند ؟
10 مشکل عمده روابط عمومي درايران :
1- فقدان يک اتحاديه صنفي و حرفهاي فراگير و قدرتمند در سطح کشور متشکل از روابط عموميهاي بخش خصوصي و دولتي
2- موضوع روابط عمومي در کشور، از نظر قوانين و مقررات،جايگاه روشن، باثبات و شايستهاي ندارد. همچنين، قوانين و مقررات کارآمد و شفاف در مورد رديفهاي بودجهاي و مديريت هزينه در روابط عموميها ديده نميشود.
3- انتصاب افراد غير متخصص به عنوان مديران روابط عمومي سازمانها و کمبود شديد نيروي انساني آموزش ديده، مبتکر و دلسوز.
4- عدم وجود باور و اعتقاد لازم و کافي در بين مديران سطوح بالاي جامعه و سازمانها در مورد جايگاه، اهميت و خاصيت روابط عمومي.
5- اغلب مديران سازمانها، روابط عمومي را وسيلهاي براي ثبات جايگاه و ارتقا و موفق جلوه دادن خود ميخواهند و روابط عموميها اقتدار و اختيار كافي ندارند.
6- بدليل وارداتي بودن دانش روابط عمومي درايران، ساختار اداري و فرهنگي جامعه ايراني، بطور مطلوب و نهادينه با روابط عمومي انس و سازگاري پيدا نكرده و اين دانش و حرفه بخوبي بومي سازي نشده است.
7- کمبود منابع و فرصتهاي مطالعاتي براي كارشناسان و اساتيد و عدم حمايتهاي لازم و کافي در حوزه چاپ و نشر در سطح سازمانهاي ذيربط بويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
8- ناهمگون بودن ترکيب جمعيتي، سني و تحصيلي کارکنان روابط عموميها و هم چنين ضعف شديد در نوع ساختار روابط عموميها در مقايسه با ساير بخشهاي سازماني.
9- ضعف در برنامه ريزي و اجراي طرحها و نداشتن استراتژي و چشمانداز مطلوب و مشخص ساليانه درون سازماني و برون سازماني و ناديده گرفتن روابط عموميها در برنامههاي توسعه.
10- جزيرهاي عمل کردن روابط عموميهاو فقدان تعامل سازنده، مستمر و کارآمد با يكديگر و نهادهاي مرتبط داخلي و بين المللي.
طبیعتا ناکارآمدی روابط عمومی در کشور و استان لرستان ناشی از وجود بیماری در سازمانهاست . به عبارت دیگر این سازمانهای بیمار هستند که فرصت ظهور و بروز به روابط عمومی ها را نمیدهند . در ذیل نیز ویژگیهای سازمانهای بیمار را به اختصار بررسی و اشاره ای خواهیم داشت .
1 – کار برای غیر خدا و ضعف در اعتقادات و باورهای دینی.
2 – بازار گرم زیر آب زنی، تملق، چاپلوسی، ریاکاری و غیبت.
3 – بی توجهی به انسان به عنوان ارزشمند ترین دارایی سازمان.
4 – رییس ناپیدا و کم فروغ ( از پارکینگ به آسانسور. از آسانسور به دفتر کار و بالعکس).
5 – منت گذاری فراوان به پرسنل بابت حقوق و مزایا و پرداختی ها.(قدردان ما باشید که در این سازمان کار میکنید؟!؟!).
6 – فقدان شایسته سالاری، وجود مشاوران زیاد، همشهری گرایی و باند بازی.
7 – عدم حاکمیت تعقل و منطق در فرآیندهای سازمان و جریان امور.
8 – وجود کارکنان غمگین، خسته، بی حوصله و کم انگیزه ( فقدان شادابی و طراوت و سرزندگی در سازمان).
9 – برگزاری جلسات بسیار، صدور بخشنامه های بسیار ( امر و نهی های فراوان در قالب انواع بخشنامه).
10 – تبعیض در اختصاص پستها و بی عدالتی در ارتقاء و انتصاب ها.
11 – محیط کاری نا خوشایند و سخت ( اتاقهای تنگ و تاریک و بی روح، تاسیسات نامطلوب).
12 – عدم توجه لازم و کافی به ابتکار، خلاقیت، نو آوری و ایده های سودآور.
13 – بی توجهی به کارایی، اثربخشی، بهره وری و صرفه اقتصادی.
14 – وجود قوانین و مقررات زیاد، دست و پاگیر و مشابه، وجود موازی کاری های زیاد و تکراری.
15 – فقدان مدیریت زمان ( اتلاف زیاد وقت و انرژی).
16 – عدم تناسب عقلایی میان ساختار سازمانی، بودجه و اختیارات با ماموریتهای سازمان.
17 – وجود آقا بالاسرهای فراوان (مدیر برای هر کاری باید از مراجع مختلف اجازه بگیرد و هماهنگی نماید).
18 – بی توجهی به آموزش و پرورش مدیران و کارکنا ن و فقدان ساز و کار مناسب برای جانشین پروری.
19 - جابجایی بی حساب و کتاب و زودهنگام مدیران. ( متوسط پایین عمر مدیریتی).
20 – سلیقه گرایی، دخالت حب و بغضهای شخصی در کار، نابود کردن کار گذشتگان و مدیران قبلی.
نتیجه گیری :
یکی از راهکارهای اساسی و مهم برای آنکه استان لرستان بتواند به توسعه پایدار دست یابد ، همانا قطعا توجه به جایگاه و اهمیت و نقش روابط عمومی هاست و این مهم محقق نمیشود مگر آنکه مدیران سازمانهای ما نوع تفکرو نگرش و باورهای خود را نسبت به موضوع روابط عمومی تغییر مثبت دهند .
استانداری و فرمانداریها در خط مقدم این نهضت هستند چرا که آنان استراتژیها و تصمیم سازیها را عهده دار هستند و همچون والدین سایر سازمانها محسوب میگردند . اهمیت دادن به روابط عمومی ها موجب ایجاد ارزش افزوده میشود و ارزش افزوده ، سرآمدی میاورد و سرآمدی میتواند منجر به جذب و جلب سرمایه گذاریها و اعتبارات و بودجه و امکانات مختلف شود . و این دقیقا منشا تحقق توسعه پایدار است . بنابراین انتظار میرود که استاندار محترم و فرمانداران گرانقدر، کلید اهمیت دهی به جایگاه روابط عمومی ها را ابتدا از طریق توسعه و تقویت و بروز رسانی ساختارهای سازمانی روابط عمومی ها و سپس تجهیز آنها به امکانات مادی و معنوی و انسانی متخصص و کاربلد روشن نمایند . به امید آنروز . حسن خسروی .
برچسب:
نویسنده: پرهام کوشکی